طنین طنین ، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

طنین بلا

تا تی دخملکم...

   روز 28 بهمن ماه ساعت 7.15 عصر بلخره طنین رضایت به راه رفتن دادی و اونقدر سریع بود که من شوکه شدم چون تا اون موقع و اون ساعت اصلا دلت نمیخواست که دستت رو ول کنی و حتی امتحان کنی که میتونی یا نه و لی خیلی جالب بود و من حسابی ذوق کردم و قتی هم که بابا نوید اومد ( بهش نگفته بودم تا سوپرایز بشه ) در رو که باز کردم سریع رفتی که بری ددر و بابا نوید هم مثل من کلی ذوق کرد و کلی فشارت دادیم . شب رفتیم خونه مامان و بابای بابا نوید و شما تا ساعت 1.30 ،2 فقط راه میرفتی و میخوردی زمین و مامانی همش نگران بود که سرت به جایی نخوره ولی شما حسابی با بابایی بازی کردی و دنبال هم میرفتین. فرداش رفتیم خونه مامان و بابای من که اونجا هم دست کمی ...
1 اسفند 1391

غم و اندوه ...

من این چند روز یکی از عزیزانم رو از دست دادم و در سوگ ایشون بودیم . نمیدونم چند نفر هنوز پدر بزرگ و مادر بزرگ هاشون در قید حیاط هستن اما من تنها پدر بزرگم رو از دست دادم . البته ایشون روزهای اخر در کنار ما بودند و توی بغل من از حال رفتن و تا لحظه ای که به بیمارستان برسونیمشون تو بغلم بودن  امروز درست 10 روز هست که این اتفاق تلخ افتاده. طنین عزیزم نمیدونی بابا بزرگ روزهای اخر چقدر با تو بازی کرد... با هم غذا خوردین با هم نای نای کردین و  تا بابابزرگ سرفه میکرد هر جا که بودی خودت رو میرسوندی به دستمال کاغدی و یک برگ بهش میدادی و بعد میرفتی اونطرفتر و ادای سرفه هاش رو در میاوردی و درست روزی که حالش بد شد قرار بود بعد صبحانه ...
30 بهمن 1391

بدون عنوان

امروز یاد گذشته ها افتادم و این تشک رو اوردم وقتی خوابیدی روش فهمیدم که چه زود بزرگ شدی عزیزم   ...
17 بهمن 1391

میدونین گوش پاک کن چه مزه ای هست؟؟؟؟

میدونین گوش پاک کن چه مزه ای داره ؟؟؟                          خوب از من بپرسین دیگه !! تا بهتون بگم . از اونجایی من کمی کنجکاوم و هر چیزی رو که مامانم یا بابام بردارن منم دوست دارم بهش دست بزنم و گاهی وقت ها هم مزه کنم ، که شاید خوش مزه باشه!!  گوش پاک کن هم از اون وسایل هاس. اخه هر وقت مامان یا بابا از حمام میان اینو برمیدارن و حتی منم تا از حموم در میام و لباس میپوشم سریع اینو میارن خوب منم که فضووووول نمیتونم دست نزنم. یکبار که مامانی مشغول کارهاش بود و بابا نوید هم نبود رفتم سراغش و به زور درش رو باز کردم و چند تاش افتاد بیرون هر کار کر...
17 بهمن 1391

بیدار باش خانم کوچلو

من واقعا از این همه انرژی که شما نی نی های کوچلو دارین در عجبم  اخه بابا جون بچه خوب اول شب میخوابه و بهتره که برای ارامش پدر و مادرش تا ساعت 9.30 ، 10 صبح هم بیدار نشه  ( این قسمت شوخی بود) ولی شما ها کاملا برعکسین اخر شب میخوابین و اول صبح بیدار میشین و انگار که نه انگار ... نه خستگی دارین ... نه خوابتون میاد و یا حتی نمیخواین یک ثانیه بیشتر تو جاتون بمونین. ماجرای ما هم همینه خونه مامانی اینا بودیم و شما تا ساعت 2.30 بیدار بودی و من بیچاره داشتم تلو تلو میخوردم از بس که خوابم میومد و همه خوابیده بودن به جز ما که احیا گرفته بودیم و من کم کم داشتم عصبانی میشم از دستت که شما سرت رو انداختی و رفتی تو اشپزخونه مامانی من به ...
16 بهمن 1391

غذا خوردن طنین بلا

عسلکم اونقدر ناز غذا میخوری ( البته بعضی وقتها) که من بجای غذا دوست دارم خودت رو بخورم . البته این قسمت هم مثل بیشتر خصلت هات به بابا نوید رفته چون بابا نوید هم عاشق غذا و غذا خوردن هست ولی اصلا اشپز خوبی نیست و فقط خانواده تخم مرغ رو بلده درست کنه چند بار سعی کرد بنده خدا اما پیش خودمون باشه استعداد اشپزی نداره .  اینجا خونه مامانی هست و شما با لذت تمام داری برنج میخوری      داری نشون میدی که همه رو خوردی   و داری تشکر میکنی از مامانی که بهت اجازه داد خودت غذا بخوری    ماکارانی خوردنتم قشگه... با دست و پا و ... رفتی سراغش     ...
16 بهمن 1391

خونه جدید مبارک دخملکم!!!

عزیزم... نازم ... دختر شیطون من... دختر عزیزم ... ماشالله به شیطونی و بامزگیت ... وای که من نمیتونم به هیچ کاری برسم از بس که شما برام کار میتراشی. و از اونجایی که با اسباب بازیهات هم بیشتر از چند لحظه سرگرم نمیشی من مجبورم هر  بار یک سری از عروسکها و اسباب بازیهات رو بیارم تا برات تازگی داشته باشه . امروز بعد از ظهر داشتم اتاقت رو مرتب میکردم و شما هم طبق معمول تو دست و پای بنده می لولیدی؛ تصمیم گرفتم برای چند لحظه هم که شده با یک وسیله جدید سرگرمت کنم . این چادر رو خاله مژده برات هدیه اورده ( مرسی خاله مژده  ) وقتی بازش کردم چنان ذوقی کردی که نگو ولی توش نمیرفتی و از بیرون با عروسکهای روش دالی بازی میکردی و من یکسری...
16 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به طنین بلا می باشد