شلوغ...
یه روز اونقدر اذیتم کردی که تخت پارکت رو اوردم تو هال تا منو ببینی و گریه نکنی و گذاشتمت اون تو ولی اونقدر ادا و اصول در اوردی که مجبور شدم کارم رو ول کردم و اومدم سراغت تا عکس بندازم و بعد هم که بابایی اومد و کلا کار کردن کنسل شد

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شلوغ...
