سفرنامه طنین!
1. اولین سفرم رو روز اول تیر ماه سال 91 به منطقه ای بعد از فیروز کوه،به نام قلک 5 که با عمو مجتبی اینا و دوستانشون رفته بودیم .
مامان ندا همش حواسش به من بود که سرما نخورم از عکسم معلومه که چقدر به من لباس پوشونده، بابا خوب چرا میرید تو سرما مسافرت اخه؟

برای بار دوم هم 14 تیر ماه باز هم به قلک 5 رفتیم که اینبار هوا خیلی خوب بود من رو بلاخره بردن تو بالکن تا من هم هوا بخورم. اخه هوا همش مه بود و من نمیتونستم جایی رو ببینم ویه عالمه جوجو هم بود که بزرگترا میترسیدن ازشون



سفر بعدی من در تاریخ 91.05.20 به نمک ابرود بود که سفر یک روزه ای بود با خاله پگاه و عمو حامد و دایی بهروز و زندایی مهنوش و البته دایی شهروز هم بود و مامان و بابای خودم.
وای هوا اونقدر گرم بود که تا رسیدیم همه رفتن تو دریا و من و مامان ندا موندیم تو گرما و البته برای اینکه من مریض نشم رفتیم تو ماشین زیر کولر. بعد از ظهر هم من رو بردن لب دریا (من تا اون موقع این همه آب رو ندیده بودم
)و کلی ترسیدم و گریه کردم وقتی اروم شدم شن بازی کردم جاتون خالی بود حسابی.

سفر بعدی من در تاریخ 91.06.08 به رامسر بود به همراه دوستان بابا نوید (چون من نی نی هستم یادم نمیاد اسم همشون رو
) ولی سفر خوبی بود همش از اسمون آب میریختن که بهش میگفتن بارون
ولی هوای خیلی خیلی خوبی داشت من همش تو بالکن ویلا بودم و جوجو ها رو که تو حیاط میچرخیدن میدیدم که بهش مرغ میگفتن( نمیدونم این همونه که مامانی باهاش برام سوپ درست میکنه؟) اگه باشه نمیخورم دیگه اخه خیلی خوشگل بودن با رنگهای زیاد.


سفرنامه طنین!
