دایی و لباس سربازی
عکس زیاد گرفتیم از دایی شهروز ولی نمیشه نمایان کنم برای همه اما دوتا عکس رو میزارم تا یادمون نره این دوران رو. عسلک وقتی بعد 10 روز دایی رو دیدی اول با تعجب به موهاش نگاه کردی و هیچ عکس العملی نداشتی و بعد یهو رفتی جلو و لپ دایی رو بوس کردی که نمیدونی دایی شهروز چقدر خوشحال شد و میگفت تو این مدت دلش بیشتر از همه برای شما تنگ شده عسلکم.

اینجا هم همونطور که ساعت نشون میده جمعه شب هست و ما داریم بر میگردیم خونه و فردا شهروز میره بابل ... خدا به همراه داداشی من
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دایی و لباس سربازی
